دوشنبه، خرداد ۱۰، ۱۳۸۹

من چقدر فراموشكارم...



بچه كه بودم دوست داشتم زودتر بزرگ بشم .. نمي دونم واسه چي اين همه عجله داشتم... حالا بزرگ شدم يعني از اون موقع بزرگتر شدم اما ظاهرا يادم رفته اون موقع چي كار مي خواستم بكنم كه لازم بوده حتما بزرگتر بشم... حالا مي ترسم پير بشم... خيلي مي ترسم... اميدوارم وقتي پير شدم همين قدر فراموشكار بشم و به خودم بگم واسه چي اينقدر مي ترسيدم ...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر