یکشنبه، خرداد ۱۶، ۱۳۸۹

اينجور وقتها چي كار كنم...


وقتي مي خواستم ازش عكس بگيرم اولش متوجه نشد بعد كه ديد دارم ازش عكس مي گيرم كلاهشو كشيد جلو صورتش ... ازش پرسيدم چرا ... گفت مفتي كه نمي شه... بيشتر دلم براش سوخت ... خب حقم داشت ... من داشتم مفتكي از قيافه اي كه مي تونه خيلي حرف داشته باشه عكس مي گرفتم ... نمي دونم اينجور وقتها چيكار كنم .. قبلش برم ازش بخوام بزاره عكس بگيرم و پول بهش بدم يا نه بزارم خودش بهم بگه.. آخه خجالت مي كشم به يكي بگم بزار ازت عكس بگيرم باهات حساب مي كنم... اما خداييش فقرو تو چهره اش مي بينين؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر