از بچگي عادت داشت شبها که خوابش نمي برد چشمهاشو رو هم بزاره و رویا پردازی کنه ..
باباش بهش مي گفت خوابت نمی بره از 1000 رو به پایين بشمار اما ترجيح مي داد رویا بسازه ..
تو رویا هاش همیشه یک پرنسس بود با لباسهای بلند و پف دار با يک عالمه چین که تو یه خوونه خیلی بزرگ هم زندگي مي کرد...
موهای بلند و صافي داشت .. قهوه ای ...
زيبا بود .. آخه فکر ميکرد زیبایي خیلي مهمه پس باید تصویر زیبایی از خودش بکشه ...
اينو از مامانش یاد گرفته بود .. دختر باید خوشگل باشه .. زياد نخنده که دندونهاش معلوم بشه ... باید نجيب باشه و لباس باز هم نپوشه ...
جز این بخش آخرش تصویری که از خودش می ساخت همیشه همین بود .. ولي خب به هر حال هيچ کدوم از لباسهاش آستین نداشت ..نمي دونست چرا يه حسی از درون بهش می گه لباس بدون آستین زیباترش ميکنه ...
تو رویاهاش همیشه پیانو می زد ... شبها .. وقتی تاریک بود و بارون مي یومد ... از صدای پیانو سوارکار خوش قیافه و بارون خورده ای که اتفاقي از کنار خونه شون رد می شد توجهش جلب می شد و راهشو به سمت خونه شون کج می کرد ..
سوار کار از پشت پنجره عاشق می شد ..
همیشه به اینجاش که می رسید خوابش می برد و مجبور بود فردا شب دوباره از اولش شروع کنه اما بازهم خوابش می برد ..
نکته جالبي که تو رویاهاش وجود داشت اين بود که هیچ وقت مجبور نبود موقع خواب لباس خواب بپوشه ..
تو رویاهاش پیر نمي شد ...
تو رویاهاش از تاريکي و رعد و برق نمي ترسيد ..
تو رویاهاش همه چيز سریع اتفاق می افتاد ...
تو رویاهاش هیچ محدودیتي وجود نداشت ...
هيچ دري قفل نداشت .. هیچ آدمي بد نبود و هيچ کس به اون ترجیح داده نمي شد ...
تو رویاهاش جايی واسه مردن نديده بود ..
تو رویاهاش به راحتي هر چيزي که باعث می شد به آرزوهاش نرسه حذف مي شد ...
خلاصه دستش باز بود که تصویر هر چیزي رو که دوست داره بکشه و زندگي کنه ..
.
.بعد از سالها هنوز هم همون رويا رو می سازه و بازهم همون نقطه خوابش مي بره ...
تازگيها حتي اگه خوابش هم نبره تاهمون نقطه رویا رو دوست داره ... جايي که سوار کار از پشت پنجره عاشق مي شه ..
بعدشو نمی خواد که ببینه

اگه بخوام منطقی باشم ! باید بگم دیدن حقیقت بهترین راهه .ولی گاهی عجیب رویاها ما رو از واقعیت های مزخرف نجات میده !حالا عقلا!!!اسمش رو کمبود،عقده یا هر چیز دیگه میخواند بذارند،بذارند!
پاسخ دادنحذفگاهی
بهتره فقط رویا ببافیم!
من رويا مي بافم ... من به روياهام مي رسم ..
پاسخ دادنحذف