یکشنبه، مرداد ۱۷، ۱۳۸۹

جمعه- 15 مرداد 1389- جاده شمشك

جمعه ...
15 مرداد 1389...
جاده شمشك ..
ساعت 7:30 بعد از ظهر....

چند ساعتي بود كه مي خواستم عكس بگيرم ... حال تكون خوردن نداشتم ... رو به روم تصويري بود از يك كوه .. يك خونه ... چند تا درخت رو كوه .. يك خورشيد  و يك آسمون .. فكر كردم بد نيست بشينم و از تغييرات خورشيد عكس بگيرم ...حدود 40 دقيقه نشستم و تو مودهاي مختلف عكس گرفتم .. يه سريشو مي زارم ببينين .. و البته لطف مي كنين اگه چند خطي هم نظر بدين ... تصميم داشتم يه متن خوب براش بنويسم اما امروز اصلا وقتشو نداشتم و از طرفي دوست داشتم زودتر ببينيد و نظر بديد...
راستش اصلا نسبت بهشون اعتماد به نفس نداشتم .. اما خب ... حالا بماند كه چجوري اعتماد به نفس پيدا كردم ...



واي نمي دونين اون 40دقيقه چه آرامشي داشت .. ماشينها با سرعت از جاده رد مي شدن و من اصلا صداشونو نمي شنيدم .. به دوستانم قول داده بودم 15 دقيقه اي برگردم اما يه هو ديدم دارم فحش مي خورم ...



ببخشيد اگه به ترتيب زماني نذاشتم عكسها رو .. تو آپلود كردنشون خيلي مشكل داشتم



با تشكر از همه شما
مانا