شنبه، دی ۲۵، ۱۳۸۹

و من از عشق , عشق می گیرم



دلیل نمي خواهد عزیز دل .... به دنبال چه می گردی؟... قياس نکن .. دربسته ای را می زنی .... بی جواب می مانی....

مي خواهی بداني !

و من از عشق .. عشق می گیرم....

عزيزی گفت عشقت مرا به ياد پاکي عشق "شهر فرشتگان" می اندازد ...
مي خواهی بدانی!
پس...بگذار برایت بگویم چه اندازه پاک است...

يک بار بوسیدنش...
يک بار در آغوش کشیدنش..
يک بار لمس دستانش...
یک بار حس گرم نفسهایش ...
یک بار خیره شدن به نگاهش...

را بر او ببخش و ..

تمامی فرشتگان عالم را بگير...
نوای آهنگين طلوع و غروب خورشید را دریغ کن ...
پاکی کبريایی ارزانی ديگر فرشتگان ...
بال پرواز را بگیر و ببخش ..

می خواهد سقوط کن ...


حتی یک بار ...

پاکی اش را دریغ نکن..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر